هاناهانا، تا این لحظه: 13 سال و 4 روز سن داره

هانا طلا

ایشالا خدا به همه اونایی که میخوان نی نی بده

آمین

پرنده زیبای باغ

این جوجه کوچولو تو لونه پرنده ای بود که تو حیاطمون کنار درخت گلابی تو بلوکای دیوار خونه ساخته و برای چند دقیقه اوردمش ببینید و بعد فوری گذاشتیمش تو خونشون 😍😍😍😍😍 اینم مامان خوشگلشون ...
9 ارديبهشت 1399

نهم اردیبهشت یه روز بهاری زیبا

اینم زیبا هاپوی خوشگل ماست که اسمشو خودت انتخاب کردی و باهاش کللی بازی میکنی😍 این گل رو امروز برات چیدم و بهت هدیه دادم که عاشق گلهایی امروز نهمه این گلهارو هم مادرجون برات اورده بود سر باغ این هاپو کوچولو هم تو کوچه باغمون میگرده و اسمشم گذاشتیم کو کو😍😍😍😍 ...
9 ارديبهشت 1399

برگشتم بعد یک سال و خورده ای

سلام ماه مامان امروز وقتی اومدم دیدم شش سال و شش ماه و شونزده روزت شده ای دختر قشنگ مامان کی اینهمه بزرگ شدی مادررر به قربونت موهاتو بعد مدتها کوتاه کردم حالا کم کم عکساتو میذارم الان تو باغیم و بعد کللی بازی کردن با زیبا جون اومدیم تو اتاق پ نشستم دارم مینویسم برات یهو به دلم اومد که واییی یک سالی میشه حداقل که سر نزدم به وبلاگت اون عکس بالایی هم دیروزه که باهم خمیر نون درست کردیم ...
9 ارديبهشت 1399

کلمات شیرین

این پست رو هربار ادیت میکنم و هردفعه یادم بیاد چیزی رو مینویسم کلماتی که تلفظش رو کودکانه میگفتی میخوام اینجا برات بنویسم لگد*******الک پرتقال*****کومبیتال مادر جون*****بیدر جون مامان جون******ماجون بابا بزرگ*****با بوجوگ آقا جون******آگگا جو عمه****ممه عمو*****ممو ! خاله******آده بریم****بی ایم بیا****بویا گناه داره****گینا داله مصطفی***دادافا جواد****جاپات گوشواره*** آشوره اوپن***لوپن غذا***گاذا گل*****دل میکنم****ایکونم زرنگ،*****زی انگ خرگوش***موش پیشی****پیککی،،،،پیخی،،، گربه***گوبی هندونه***هودونه لباس****ایباس سفید****ایفیت قرمز****گرمز بنفش****بمنش قاشق***آشوگ ساعت،،،،است آمپول،،،کامپول آدامس،،،،کادامس شنل...
7 تير 1397
1385 12 10 ادامه مطلب

عید فطر مبارک

با تاخیر زیاد عید فطر مبارک دخملی باهم رفتیم جنگل نکا با مادر جون و آقاجون و عموها و عمه هات خیلی هم خوش گذشت اخرشب هم اومدن همگی خونه ما با هم فوتبال ایران و مراکش رو دیدیم الحمدالله بردیم تو دقیقه های پایانی اینجا هم ناراحتی که پویان اومده پفکت رو شریک شده اینم آخرش که خسته شده بودی و خوابیدی تو ماشین این گلهاروهم عمو روزبه برات چیده...
29 خرداد 1397

شهر بازی

سلام عزیز دلم قول داده بودم ببرمت خونه مامان جون موقع رفتن اینو دیدی عاشقش شدی برات خریدمش با پول مامانجون،یعنی هدیه مامان جونه تک شاخ ناز و گوگولی ...
29 خرداد 1397

لباس جدید و اسباب بازی جدید

دختر قشنگم چشمتو که پشه گزیده بود داره کاملا خوب میشه این لباس رو تازگیا برات خریدم خیلی بهت میاد خوشتیپ مامان دستات افتاب سوخته شده این لباسم واسه هایدی سفارش داده بودم اما خیلی بزرگ فرستادن،پوشوندم تنت و اندازه تو بود،در این حد اشتباه کردن انقدر بهت میومد که مال تو شد یخورده از پف و کبودی چشت مونده هنوز عکس خوابیدنت مال همین الانه یه اخلاق جالب و بانمکی که داری اینه که هر وسیله جدیدی که برات بخرم شب اول باهاش میخوابی برا کیک و شیرینی پزی ام الک خریدم،سایز کوچیکشو برداشتی اصرار داری مال خودت باشه،منم گفتم باشه،حالا شب آوردی تو رخت خواب تا بغلش کنی بخوابی،الک رو،از دست تو هانا یبارهم مادرجون مایع ظرفشویی مسافرتی...
21 خرداد 1397
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هانا طلا می باشد